|
|
|
|
|
منو درگیر خودت کن تا جهانم زیرورو شه تا سکوت هر شب من با هجومت روبرو شه . بی هوا،بدون مقصد،سمت طوفان تو میرم منو درگیر خودت کن بلکه آرامش بگیرم . با خیال تو هنوزم مثه هر روز و همیشه هر شب حافظه ی من پر تصویر تو میشه . . . با من غریبگی نکن با من که درگیر توام چشماتو از من بر ندار،من مات تصویر توام... . . . . همیشه میگن: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود ....... رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود . قبولش دارین؟ . به نظر من کسی که آهسته و پیوسته جلو میره از روی عادت و واسه ی اینکه خستگی بهش غلبه نکته این کارو میکنه...به نظر من اگه واقعا به چیزی اعتقاد داری سعی کن سریع و پیوسته پیش بری...اگه واقعا بهش ایمان داشته باشی خسته هم نمیشی... یه چیزیو فراموش نکن...این که زمان زندگی اونقدر کوتاست که اگه بخوای آهسته و پیوسته بری ممکنه هیچوقت به مقصد نرسی... اگه میخوای مسیر زندگیو عوض کنی این راهش نیست، عجله کن که وقت تنگ است... . . . .
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 10 اسفند1386ساعت 19:36 توسط محمد رضا
|
|
||